X
تبلیغات
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
همه چیز..........!
peyman1500 چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۱

1_ ازدواج بد وجود ندارد، اين زن و شوهرها هستند که بد مي شوند.

2_ اين اولين و آخرين زندگي شماست، اعتياد چرا؟

3_ قلم کم حرف، عمرش طولاني است.

4_ با ديدن قبض آب، برق از سرش پريد.

5_ واژه سکوت، نيازي به مترجم ندارد.

6_ ذهنم کلمات را به بازي گرفته و رفتارم زندگي را.

7_ قلمي که مغز ندارد حتما آبرويت را خواهد برد.

8_ بعضي از خيابان ها دو طرفه اند و بعضي يک طرفه اما خيابان بي طرف نداريم.

9_ خدایا, یارانه را از ما بگیر اما یار را نه.

10_ شاید با «ارز» معذرت مشکل تورم حل شود.

11_ نیامدی نگاهم دست خالی برگشت.

12_ این «مردم» باید عوض شوند وگرنه «دولت» مردمی دیگر انتخاب خواهد کرد.

13_ حتی موهایم هم میدانند که پایان شب سیه سپید است.

14_ نشر اکاذیب یعنی ستایش مدیران نالایق.

15_ گاهی اوقات «کلیه» امورم درد می کند.

16 _ اگر حرف مفت را می خریدند خیلی ها میلیاردر بودند.

17_ بعضی آدم ها در ظلمات اندیشه خود غرق می شوند.

18_ بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.

19_ این شورای شهر است یا شورای بدون شرح.

20_ آنقدر دست روی دست گذاشت که پا روی دمش گذاشتند.

21_ برای پولدارها زندگی «جاری»است و برای بی پول ها «زن بابا».

22_دروغگو آدم بدی نیست , چون میداند حقیقت تلخ است , لذا باعث اوقات تلخی مردم نمی شود.

23_ همسر با گذشتی است , از من هم گذشت.

24_ بجز سیاستمدران , بنی آدم اعضای یک پیکرند.

25_ باز هم فراموش کردم فراموشش کنم.

26_ پلیس شخصی است که نبودن او باعث ایجاد امنیت برای مجرمان خواهد بود.

27_ پیری دورانی است که انسان قادر به بی وفایی به همسرش نیست.

28_ وجدان چیزی است که انسان را از لذت بردن هنگام گناه باز می دارد.

29_ دروغ يعني تقديم هديه شيطان به ديگران.

30_قند خون مزه تلخي به زندگي مي دهد.

31_لب هايم آلزايمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است.

32_همه چيز بر وفق مراد است و بعضي ها سوار بر خر مراد.

33_به خاطر پايمال کردن حقوق ديگران کفش هايش را محاکمه کردند.

34_آرشيو سکوت پُر است از فريادهاي منزوي.

35_بعضي ها باهم مي خورند و بعضي ها به هم.

36_کليه نوشته هايم سنگ ساز شده است.

37_حرف هاي خام به مغزم صدمه مي زند.

38_بعضي ها پاي حرفي که مي زنند مي ايستند و بعضي ها زانو مي زنند.

39_ فرياد از سکوت تقاضاي پناهندگي کرد.

40_ با "خون دل" زندگي ام در جريان است.

41_ ديوار جدايي را عدم تفاهم مي چيند.

42_ آن هايي که زبانشان دراز است شخصيتي کوتاه دارند.

43_ پشه ها با پوست تنم دارت بازي مي کنند.

44_ خيلي ها بزرگ مي شوند اما به بزرگي نمي رسند.

45_ گاهي به نحو ناهنجاري به هنجارها مي رسيم.

46_ بيشتر اوقات، موهاي سرم را با لالايي سشوار مي خوابانم.

47_ براي باز شدن بختش کليد ساز آورد.

48_ بعضي افراد شکمو فقط کتاب آشپزي را مي خوانند.

49_ دلم براي آدم هاي گرسنه کباب است.

50_ وقتي غمگينم نگاهم کدر مي شود.

51_دست زياد است اما به صدا در نمي آيد.

52_مخرب ترين اسلحه زمان، زبان است.

53_آن ها که بلند فکر مي کنند، هيچ وقت کوتاه نمي آيند.

54_وقتي کاسه سرم داغ مي شود، افکارم را فوت مي کنم.

55_ مثل زود پز باش , در حالی که می جوشی به آرامی سوت بزن.

56_ شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است.

57_ گل شیپوری نوازنده بزرگ ارکستر باغ است.

58_ در مسابقه ماست خوری همه روسفید شدند.

59_ شنا کردن در جهت جریان آب , از ماهی مرده هم بر می آید.

60_ در مواقع بیکاری مشغول قتل عام ایام هستم.

61_ در امواج نگاهش این کشتی دلم بود که غرق شد.

62_ چشمانش شور بود اما خودش بی نمک.

63_ فردای کشورهای عقب افتاده , دیروز کشورهای متمدن است.

64_ گفتنی ها را باید گفت چون بیات میشود و از دهن می افتد.

65_ ولخرجی های زیاد , دخلم را درآورد.

66_ در دنیای سیاستمدارها بعضی ها اسباب بازی هستند و بعضی ها هم بازی.

67_ هشت به هفت گفت : من روی پاهای خودم ایستاده ام اما تو خیلی سر به هوایی.

68_ زیبایی اش را به لوازم آرایشش تبریک گفتم.

69_ گاهی حتی تاجر نمک هم نمک نشناس می شود.

70_ آتشفشان درون گاهی با فریاد و گاهی با اشک فوران می زند.

71_ یعضی ها صدایشان ضعیف است و بعضی ها گوش هایشان کثیف.

72_ بعضی از محرم ها با یک نقطه مجرم می شوند.

73_ برای آنکه از خاطرات دوران مجردی لذت ببرد , ازدواج کرد.

74_ امید بخشیدن بی هدف به مردم مثل آب دادن به گلهای کاغذی است.

75_ سایه ها در هوای ابری خستگی در می کنند.

76_ وقتی کاسه سرم داغ می شود افکارم را فوت می کنم.

77_ اگر خودتان را به آن راه زده اید , مواظب باشید گم نشوید.

78_ اون هایی که شما را آدم حساب نمی کنند , ریاضی بلد نیستند.

79_ برای آن که «آینده»اش را خراب کنند «حال»ش را گرفتند.

80_ وقتي به «گذشته» بر مي گردم از «حال» مي روم.

81_آن قدر دوست داشتني بود که ايستاده هم به دل مي نشست.

82_شايد فکاهي همان فکر کاهي باشد.

83_اگر خودتان را به آن راه زده ايد، مواظب باشيد گم نشويد.

کاریکلماتور، زبان گویایی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. دردهای اجتماعی را خوب می‌شناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراق‌آمیز با نیشخندی کنایه‌دار مورد توجه قرار می‌دهد و می توان گفت یکی از جلوه‌های زیبای ادب و هنر معاصر است. کاریکلماتور حاصل پیوند "کاریکاتور" و "کلمه" است. این نامی است که احمد شاملو بر نوشته‌های پرویز شاپور گذاشت. چون به نظر شاملو، نوشته‌های شاپور کاریکاتورهایی بود که با کلمه بیان شده ‌بود و بقول سهراب گل هاشم، به بازی با کلمات و شوخی با کلمات هم کاریکلماتور گفته میشود.

کاریکلماتور، مخاطب‌های آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم، به تفکر وادار می‌کند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خنده‌دار به‌نظر می‌رسد ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار می‌شود. نمونه های کاریکلماتور را می توان در عرصه های مختلف خصوصا اجتماعی دید یا شنید و بطورکلی وقتی عاشق طنز باشی و بزرگ‌ترین آرزویت فقرزدایی از شادی باشد آنوقت است که کاریکلماتور بیشتر برایت شیرین و دلنشین می شود